عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

700

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

شاهى بگيرد و يك تمبر در حاشيهء قبض بچسباند و به منگنهء وزير دفتر برساند . آنگاه قبض را به نزد موسيو نوز رئيس صندوق ببرند . تومانى پانزده شاهى او كم مىكند و پانزده ماه به قسط اين مواجب را به دو مىپردازد . اگر نقد بخواهد تومانى دو هزار دينار از اين مبلغ كم مىگذارد و مابقى را مىدهد . در حقيقت تومانى سه هزار و پنج شاهى از مواجبش كم مىشود . ازجمله كارهاى او ، تمام مواجبى كه به صيغه « انعام استمرارى » به نوكر مىدادند قدغن كرد بريدند و قيمت خلعت و تكليف و صرف جيب را قطع كرد و تفاوت عمل حكام را جزو ماليات قرار داد . مثلا قرار شد حاكم خراسان هر سالى صد و هفتاد هزار تومان بدهد . ساير ولايات از اين قبيل است و اين صندوق در تمام ولايات خواهد بود و ازجمله كارهايش اين است كه مجلس ( كابينه ) يعنى مجلس ثبت و ضبط براى صدور احكام و دستخط شاه قرار داد و رياستش را به ميرزا رضا خان مؤيد السلطنه « 1 » امير تومان كه بسيار مرد بدفطرت بدنفسى است داد . او شاهزاده را وادار به رفتار بد و بريدن مواجب نوكر مىنمايد و نيز تمام حكام را به طهران خواست و اين ترتيب را به گردن آنها گذاشت . از اين بابت ولايات بىحاكم مانده . در بعضى بلاد آشوب شد و نيز برخى از حكام زير بار اين مطالب نرفتند و به عين الدوله بد گفتند . ازجمله شاهزاده سالار الدوله « 2 » پسر شاه حاكم عربستان و بروجرد و بختيارى و لرستان كه بسيار جوان بدخو و ظالم و متهور و خود [ پسند ؟ ] و كم عقل است . او را به زحمت بسيار از محلش به طهران آورد . در دربار به عين الدوله بعضى ايرادات كرد و بد گفت . علاء الدوله حاكم فارس نيز معاونت سالار الدوله را نمود . عين الدوله تفصيل را به شاه گفت . شاه با دست

--> ( 1 ) . ميرزا رضا خان مؤيد السلطنه پسر حاجى ميرزا حسين خان گرانمايه سرابى از دست پروردگان ميرزا حسين خان مشير الدوله سپهسالار قزوينى است . مشير الدوله او را منصب آجودانى صدارت و مقام سرتيپى داد . ميرزا رضا خان مؤيد السلطنه و وجيه الله ميرزا سپهسالار و عزيز الله ميرزا ظفر السلطنه هر سه زيبا و هر سه مورد توجه سپهسالار قزوينى بودند . در سال 1298 امين الدوله او را به خدمت دربار رهنمون شد و در 1302 وزير مختار ايران در آلمان گرديد و در آغاز مشروطيت به وزارت دادگسترى رسيد . ( 2 ) . ابو الفتح ميرزا سالار الدوله ذاتا شرور و تهىمغز و ديوانه بود و در اوائل مشروطه نيز با تاخت‌وتازهاى خود به دولت و ملت صدمات فراوان زد . وى كه در 1298 متولد شده بود ، در 1338 خورشيدى در اسكندريه درگذشت .